تبليغاتX
هنر
هنرنقاشي وموسيقي وغيره
 
زندگینامه کمال الملک

کمال الملک یا محمد غفاری در تهران زاده شد وسال‌های کودکی خود را در کاشان گذراند. در نوجوانی به تهران رفت و در مدرسه دارالفنون زیر نظر علی اکبر خان مزین الدوله آغاز به هنرآموزی کرد. ناصر الدین شاه به هنگام بازدید از این مدرسه کار او را پسندید و وی را به دربار فراخواند. دیری نگذشت که شاه به او لقب «نقاش باشی و پیشخدمت حضور همایونی» داد. (۱۲۶۱ ش) فعالیت مستمر او در مقام نقاش دربار و معلم شاه بسیار مقبول افتاد و از این رو لقب «کمال الملک» گرفت. پرده معروف به تالار آینه از جمله مهم‌ترین آثاری بود که در این سال‌ها به وجود آورد. پس از کشته شدن ناصر الدین شاه کمال الملک برای مطالعه به اروپا رفت. (۱۲۷۶ ش) مدتی بیش از سه سال را در فلورانس، رم و پاریس گذرانید؛ و در موزه‌ها به رونگاری از آثار استادانی چون رامبراند و تیسین پرداخت. در پاریس با فانتن لاتور آشنا شد. سفر اروپا تأثیری مثبت در اسلوب کار و حتی طرز دید او گذاشت. او به دستور مظفر الدین شاه به ایران بازگشت (۱۲۷۹ ش) و کار در دربار را ادامه داد، ولی عملاً نتوانست با خواست‌های شاه جدید کنار بیاید. به عراق رفت و چند سالی را در آنجا گذرانید. (۱۲۸۰ تا ۱۲۸۳ش) پرده‌های زرگر بغدادی (۱۲۸۰ ش) و میدان کربلا (۱۲۸۱ ش) را به هنگام اقامتش در عراق نقاشی کرد. او اگرچه به مشروطه خواهان متمایل بود (پرده علیقلی خان بختیاری (سردار اسعد) گواه آن است) در جنبش مشروطه مشارکت مستقیم نداشت. در سال‌های بعد مدیریت مدرسه صنایع مستظرفه را بر عهده گرفت. در این مدرسه با کوشش فراوان به پرورش شاگردان همت گماشت که زبده‌ترین شان خود استادانی در مکتب او شدند. سرانجام به دلیل اختلافاتی که با وزیران معارف بر سر استقلال مدرسه پیدا کرد، از کار تدریس و شغل دولتی دست کشید (۱۳۰۶ ش) و به ملک شخصی خود در حسین آباد نیشابور کوچید. (۱۳۰۷ ش) در آنجا بر اثر حادثه‌ای از یک چشم نابینا شد؛ اما تا سال‌های آخر زندگانی به نقاشی ادامه داد. کمال الملک از همان آغاز فعالیت هنری اش تمایلی قوی و آشکار به روش و اسلوب طبیعت گرایی اروپایی داشت. با ظهور کمال الملک وظیفه‌ای جدید برای نقاش دربار معین شد. او می‌‌بایست رویداد ها، اشخاص، ساختمان ها، باغ‌ها و غیره را همچون عکاسی دقیق ثبت کند تا به عادی‌ترین مظاهر زندگی و محیط درباری سندیت تاریخی بخشد. بی سبب نیست که کمال الملک در این دوره اغلب پرده هایش را با افزودن شرحی درباره موضوع رقم می‌‌زد. (مثلاً: طبیعت بیجان با گلدان و پرنده شکار شده، ۱۲۷۳خ) با این زمینه فکری و هنری کمال الملک به اروپا رفت. هدف او شاید فقط ارتقای سطح دانش فنی اش بود. ولی در موزه‌ها آثار استادان رنسانس و باروک را دید و شیفته آنها شد. منطقاً او به لحاظ فرهنگی، ذهنی و سابقه هنری آمادگی رویارویی و احتمالاً بهره گیری از جنبش‌های دریافتگری (امپرسیونیسم) و پسا-دریافتگری را نداشت. اما زیبایی‌شناسی کلاسیسیسم رنسانس و سبک و اسلوب بغرنج هنرمندانی چون رامبراند را نیز به درستی درک نکرد (چنان که مثلاً در هیچ یک از نقاشی‌های کمال الملک و شاگردانش نشانی از آشنایی با اسلوب لعاب رنگ کاری به چشم نمی‌خورد.) با این حال آکادمی گرایی در او قوت گرفت؛ و هنگامی که به ایران بازگشت بیش از پیش به هنر دانشگاهی سده نوزدهم وابسته شده بود. حتی بعداً در بازنمایی موفقیت آمیز برخی موضوع‌های اجتماعی نیز از این وابستگی رهایی نیافت. او اساساً چهره نگار و منظره نگار بود؛ و در تک چهره‌هایی چون «سید نصرالله تقوی» قابلیت و مهارت خود را به حد کمال نمایان ساخت. کمال الملک با کوشش‌های خود در مقام نقاش و معلم پاسخی متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی زمانه اش به ضرورت تحول هنری جامعه داد. بازتاب این کوشش‌ها در ذهن مردم خصوصیات اخلاقی، نحوه زندگی و واقعه کور شدنش از او یک مرد افسانه‌ای ساخت. از جمله دیگر آثارش: دورنمای صفی آباد (۱۲۵۳ ش)؛ عمله طرب؛ حوضخانه صاحبقرانیه (۱۲۶۱ ش)؛ منظره آبشار دوقلو (۱۲۶۳ ش)؛ مرد مصری (۱۲۷۵ ش)؛ فالگیر یهودی؛ دهکده مغانک (۱۲۹۳ ش)؛ تک چهره خود هنرمند (۱۲۹۶ ش)؛ تک‌چهره صنیع الدوله؛ نیمرخ هنرمند (۱۳۰۰ ش)؛ منظره کوه شمیران (۱۳۰۱ ش). سرانجام محمد غفاری (کمال الملک) در ۲۷ مرداد سال ۱۳۱۹ درگذشتفهرست اثار استاد:

آثار کمال‌الملک از سال 1290خ تا زمانی که چشمش آسیب دید:

1- مرد برهنه
2- دورنمای دماوند
3- دورنمای دیگری از دماوند
4- آخوند رمال
5- تصویر نیم‌تنه ناصرالدین‌شاه
6- تصویر مشهدی ناصر
7- زن پای چراغ
8- خانه سنگی
9- خانه دهاتی
10- دورنمای دیگری از باغ مهران
11- کپیه از تابلوی مزین‌الدوله (تابلو میوه)
12- سن ماتیو
13- کپیه تیسین
14- رمال بغدادی
15- تصویر عضدالملک
16- دورنمای مغانک
17- پیرمرد (ناتمام)
18- مصری
19- تصویر دیگر مصری
20- فانتن لاتور
21- کبک بی‌جان
22- تصویر نیم‌تنه اتابک
23- صورت جوانی کمال الملک
24- رمال
25- تصویر کمال‌الملک در حال تبسم
26- زرگر
27- صورت کمال‌الملک با کلاه
28- بن‌زور
29- پرتیه
30- صورت دیگری از کمال‌الملک با شنل
31- تصویر زن(مداد)
32- زری یراقی‌های جهود
33- صورت دیگری از جوانی کمال‌الملک
34- زنجیری
35- تصویر زن (که با همکاری گوردیجانی کشیده شده)
36- تصویر مرحوم ذکاء الملک
37- تصویر رامبراند
38- تصویر دیگری از کمال‌الملک
39- دورنمای چراغ‌برها
40- بازار مرغ فروش‌ها
41- صورت سردار اسعد
42- قالیچه صورت رامبراند
43- قالیچه صورت کمال الملک
44- قالیچه دورنمای منظره‌ای از شمیران
45- تصویر مرحوم حاج نصرالله تقوی
46- قالیچه دورنمای یاخچی‌آباد
47- کپیه رافائل
48- کپیه تابلوی دیگری از تیسین
49- کپیه ونوس
50- تصویر مظفرالدین شاه
51- تصویر احمد شاه
52- تصویر کمال‌الملک (آبرنگ)
53- تصویر مولانا (آبرنگ)
54- عرب خوابیده (آبرنگ)
55- حوض صاحبقرانیه
56- تکیه دولت
57- دورنمای پس قلعه
58- دورنمای زانوس
59- تالار آیینه
60- دورنمای لار
61- صورت ناصرالملک
62- تصویر پسر ناصرالملک
63- تصویر مشیرالدوله
64- تصویر وثوق‌الدوله
65- تصویر ضیع‌الدوله
66- پرنده الوان (آبرنگ)
67- دورنمای شهر از پشت‌بام صاحبقرانیه
68- دورنمای کوه شمیران از پشت‌بام مدرسه (ناتمام)
69- قالیچه منظره خیابان شمیران
70- زن
71- کپیه باسمه فرنگی (به دستور احمدشاه)
72- کپیه باسمه‌ای دیگر (به دستور احمدشاه)
73- نوازنده‌ها
74- تصویر ایستاده یکی از پیشخدمت‌های دربار
75- نیم‌تنه یکی از درباریان (آبرنگ)
76- بازار کربلا
77- منظره آبشار دوقلو
78- منظره حوض و فواره قصر گلستان
79- تصویر میرزاعلی‌اصغر خان اتابک (نیم تنه)
80- تصویر میرزا علی‌اصغرخان (تمام قد)
81- تصویر آقاعلی‌معین‌الحضور (آبرنگ)
|+| نوشته شده توسط حامد رضاخاني در شنبه بیستم مهر 1387  |
 

براي ايجاد تنوع وخارج شدن از حالت يكنواختي شعر زيبايي از فروغ فرخزاد تقديم شما ميكنم:


دیوار

در گذشت پر شتاب لحظه های سرد
چشمهای وحشی تو در سکوت خویش
گرد من دیوار میسازد
می گریزم از تو در بیراهه های راه
تا ببینم دشتها را در غبار ماه
تا بشویم تن به آب چشمه های نور
در مه رنگین صبح گرم تابستان
پر کنم دامان ز سوسن های صحرایی
بشنوم بانگ خروسان را ز بام کلبه دهقان
می گریزم از تو تا در دامن صحرا
سخت بفشارم به روی سبزه ها پا را
یا بنوشم سرد علفها را
می گریزم از تو تا در ساحلی متروک
از فراز صخره های گمشده در ابر تاریکی
بنگرم رقص دوار انگیز طوفانهای دریا را
در غروبی دور
چون کبوترهای وحشی زیر پر گیرم
دشتها را کوهها را آسمانها را
بشنوم از لابلای بوته های خشک
نغمه های شادی مرغان صحرا را
می گریزم از تو تا دور از تو بگشایم
راه شهر آرزو را
و درون شهر ...
درب سنگین طلایی قصر رویا را
لیک چشمان تو با فریاد خاموشش
راهها را در نگاهم تار میسازد
همچنان در ظلمت رازش
گرد من دیوار میسازد
عاقبت یکروز ...
میگریزم از فسون دیده تردید
می تروام همچو عطری از گل رنگین رویا ها
می خزم در موج گیسوی نسیم شب
می روم تا ساحل خورشید
در جهانی خفته در آرامشی جاوید
نرم میلغزم درون بستر ابری طلایی رنگ
پنجه های نور میریزد بروی آسمان شاد
طرح بس آهنگ
من از آنجا سر خوش و آزاد
دیده می دوزم به دنیایی که چشم پر فسون تو
راههایش را به چشم تار میسازد
دیده میدوزم به دنیایی که چشم پر فسون تو
همچنان در ظلمت رازش
گرد آن دیوار میسازد

|+| نوشته شده توسط حامد رضاخاني در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387  |
 

اكسپرسيونيسم

 

Expressionism

 

نقاشي و واژه وشيوه هاي ان :شيوه اي در هنر (نقاشي، پيكر تراشي، ادبيات، سينما) كه در اين شيوه، هدف انتقال عواطف و احساسات دروني هنرمند به جهان خارجي است.

امپرسيونيسم

Impressionism

شيوه اي در هنر نقاشي كه پايه اش تاثرات بصري گذراي هنرمند است، مونه، رنوار، مانه، پيساور، سيسله سزان، دگا، گيومن و موريزو از پايه گذاران اين شيوه هستند.

پالت

 

تخته شستي نقاشي كه نقاش روي آن رنگهاي ‌آماده را براي كار قرار مي دهد.

پرسپكتيو

 

به معني دور نما و فن ترسيم بر حسب ديد.

پورتره

 

به معني تصوير و نقاشي صورت.

تابلو

 

پرده يا تخته اي كه روي آن نقاشي شده است.

رآليسم

Realism

شيوه اي در نقاشي كه ناشي از واقع پردازي است و سوژه هاي خشن خشونت و كيفيت هاي ظريف ظرافت را با هم مي  آورد.

روكوكو

Rococo

شيوه اي در معماري ناشي از سبك باروك ولي ظريفتر از  آن است  و در اين سبك از هنر چين تقليد شده است.

رومانتيسم

Romantisme

شيوه اي در نقاشي كه اساس  ‌آن احتراز از شكلها و قواعد نقاشي كلاستيك و پرداختن به عواطف انساني است و سوژه هاي آن اغلب موضوعهاي ساده و شكلهاي ابتدايي زندگي است.

سورامپرسيون

Surimpression

از شيوه هاي نقاشي گروه مكتب امپرسيون.

سورآليسم

Surrealisme

از شيوه هاي نقاشي كه اساس آن، نشان دادن خصوصيتهاي باطني است.

سيلوئت

Silhouette

تصوير معمولا سياه از دوره ي يك شيء، خاصه نيمرخ سر انسان كه احياناً ممكن است بعضي خطوط اضافي سفيد براي تسهيل تجسم شيء داشته باشد، و توسعاً، نقاشي با رنگ يكنواخت،‌كه فقط كناره هاي  آن از زمينه تمايز دارد.

فرسنگ

 

نقاشيها با رنگهاي خيس خورده آهكي.

فوتوريسم

 

شيوه اي در نقاشي كه اساس آن توجه به سرنوشت آينده بشري است، باني اين مكتب ماري تني است.

فويسم

 

شيوه اي در نقاشي است كه اساس آن توجه آزادي وحشي و بي بند و باري است وجه تصميه اين سبك نيز همين است، باني اين سبك پل گوگن نقاش فرانسوي است.

كاريكاتور

 

نوعي نقاشي كه نقاش در تهيه آن دقايق مشخص قيافه اشخاص را بارزتر و بزرگتر ترسيم كرده كه نقاشي صورت، خنده آوري پيدا مي كند.

كاريكاتوريست

 

نقاشي شيوه كاريكاتور.

كلاسيسم

Classisme

شيوه اي در نقاشي كه اساس آن تمايز صورتها و اشكال شخصيت هاي مذهبي از مردم عادي است.

كوبيسم

Cubisme

سبكي از نقاشي كه اساس آن به اعتقادي توجه به زمان نسبي نيز مي باشد، اين سبك منحصراً جنبه هاي علمي و اختصاصي دارد.

گونه سازي

 

چهره پردازي و صورت كشيدن در نقاشي است.

مدل

 

نمونه نقاشي.

مينياتور

 

شيوه اي در نقاشي، با ظرافت خاص ويژه مشرق زمين.

مينياتوريست

 

نقاشي به شيوه مينياتور.

ناتوراليسم

Naturalisme

شيوه اي از نقاشي بر پايه تقليد از طبيعت.

هاشور

 

شيوه اي از نقاشي براي نماياندن سايه و روشن تصوير ها.

|+| نوشته شده توسط حامد رضاخاني در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387  |
 

مكاتب نقاشي ايران 

مكتب بغداد( عباسي)

اين مكتب در قرن هفتم هجري در دوره عباسي و با تصوير سازي كتب و ترجمه شده از پهلوي ، يوناني سانسكريت به عربي رايج شد.
چهره ها در نگاره هاي اين مكتب به **** سامي ( عربي ) شبيه است.. در اين آثار رنگ زمينه نامحسوس يا اصلا" وجود ندارد. و نگاره ها از متن جدا نيستند و بخشي از متن به شمار مي روند.

مكتب سلجوقي
نقش و نگارها
در اين مكتب نقش ها و تزئينات بر روي متن رنگ آميزي شده، نقاشي مي شدند. چهرها با چشم هاي بادامي و شبيه به **** زرد و لباس ها با گل و گياه و نقوش اسليمي تزئين مي شد. از اين زمان كتب مصور اندكي بدست آمده است. در اين آثار نزديكي و وجه اشتراك زيادي با آثار سفالين اين دوره دارند

مكتب مغول:

اين مكتب در قرن هفتم هجري قمري و پس از استيلاي مغول بر ايران با نام مكتب مغول تبريز پي ريزي شد ارتباط ايلخانان مغول با اقوام خويش باعث نفوذ برخي از عوامل نقاشي چيني در نقاشي ايراني شد. ايرانيان در اين مكتب به نوعي منظره سازي، ساخت و ساز و توجه به جزئيات روي آوردند كه با ويژگي هاي نقاشي عصر مغول تلفيق شده بود و اساس اين مكتب را تشكيل مي داد. استفاده از رنگ هاي بيشتر ( ارغواني ، قرمز، طلائي، سبز، زرد، قهوه اي و ... ) و افزايش طبيعت گرائي و تركيب بندي نگاره ها از ويژگيهاي ديگر اين مكتب است.

مكتب هرات:

در زمان حكومت شاهرخ پسر تيمور، پايتخت و مركز تجمع هنرمندان شهر هرات بود و در آنجا مكتب هرات پايه ريزي شد. در اين دوره نگارگري به شكوفائي و عالي ترين درجه خود رسيد. هنر اين دوره هنري واقعي، ملي و موافق با طبع و روحيه ايراني است. كمال الدين بهزاددر اين دوره تحولاتي شكرف در هنر نگارگري به وجود آورد. طرح ها همراه باپختگي شگفت انگيز و ظرافت در نمايش درختان گلها و چهره ها به كارگرفته شد. فن چهره سازي را به بهزاد و اين دوره نسبت مي دهند.

مكتب تبريز:

با به حكومت رسيدن اسماعيل صفوي و انتقال پايتخت به شهر تبريز هنرمندان از جمله بهزاد به تبريز دعوت شدند كه موجب حركت فرهنگي و هنري و به وجود آمدن شيوه نويني در نقاشي ايران شد و اين شيوه از تركيب سنت قديمي نقاشي تبريز و مكتب هرات و روش شخصي بهزاد پديد آمد. در اين دوره شخصيتهاي آثار بهزاد را درويشان و مدرسان تشكيل مي داد. او در اواخر قرن دهم هجري به صورت نگاري و شبيه سازي پرداخت كه پس از او به دست رضا عباسي به اوج كمال خودرسيد . تركيب بنديهاي چند سطحي، حركت و جنبش، رنگهاي درخشان و پرمايه و آرام از جمله ويژگي هاي نقاشي اين دوره است. از ديگر مشخصات آثار اين دوره به خصوص در مكتب تبريز، پوشش سر اشخاص به صورت كلاه قرمز رنگ قزلباشي است.


مكتب اصفهان:

شاه عباس صفوي پس از انتخاب اصفهان به پايتختي ( 1) و ساخت بناهاي مجلل، رابطه خود را با كشورهاي خارجي بهبود بخشيد. از همين جا نگارگري ايراني از موضوعات نقاشي غربي تاثير پذيرفت. در اين دوره چهره نگاري و تك چهره سازي گسترش بيشتري يافت و كم كم حالتهايي از طبيعت گرايي در آثار ايراني پيدا شد. از شاخص ترين نگارگران اين دوره " رضا عباسي " و " محمد زمان " را ميتوان نام برد.
نقاشي ايراني بعد از اين دوره نتوانست عظمت گذشته را به دست آورد. در دوره هاي افشاريه و زنديه و در ادامه قاجاريه نقشهايي از عناصر گل و مرغ به صورت تركيبي از گلها، غنچه هاي نيم شكفته و شكفته و پرندگان مورد استفاده قرار گرفت. اين گونه نقاشي كه روي قلمدانها، جلد كتابها، رحلهاي چوبي و جمعه هاي لوازم آرايشي انجام مي شد، به " نقاشي لاكي " معروف شد.
در دوره قاجاريه بار ديگر نقاشي تك شخصيت باب شد،. در اين آثار همان ويژگي هاي اغراق آميز و تركيب رخ و نيمرخ نمايي چهره ها و پيكره ها با هم ديده مي شود كه با استفاده از رنگهاي اروپايي كشيده شده اند.

تذهيب :

تذهيب به معني زراندود كردن و طلا كاري با نقوش الهام گرفته از طبيعت، ولي كاملا" تجريدي، منظم و هندسي است كه با خطوط مشكي و آب طلا تزئين شده، يا رنگهايي ديگر همچون شنگرف، لاجورد، سفيد آب زنگار و زعفران در آن به كار رفته است.
در اوايل دوره اسلامي، تذهيب براي تزيين و جداسازي آيات قرآن مجيد مورد استفاده قرار مي گرفت. در سده سوم و چهارم هجري ساده و بي پيرايه و با نقوش ساده و هندسي به كار گرفته شد هنر در سده ششم و هفتم متين ومنسجم و در سده هشتم با شكوه و مجلل در سده نهم و دهم ظريف و پرمايه و در سده يازدهم و دوازدهم به اوج تنوع و تعداد مكاتب خود رسيده.

تشعير:

تشعير از شعر به معناي " مو" گرفته شده است. در تشعير قلم گيري به نازكي و ظرافت يك موي به كار مي رود. تشعير با نقوش گياهي و جانوري همراه است و معمولا" در حاشيه نسخه هاي خطي يا مرقعات با طلا رسم مي شود. گفتني است كه نقوش جانوري معمول در تشعير به دو دسته حيوانات واقعي و جانوران افسانه اي تقسيم مي شود.
هنر " تشعير سازي " يا "تشعير اندازي " از حدود قرن نهم هجري در نسخه هاي خطي به چشم مي خورد . از اواخر دوره مغول ، گرايش تشعير سازان به خلق طرحهاي طبيعي آشكار و زمينه عنوان نوشته هاي با نقوش چشم نواز گل و برگ تزئين مي شود. گرايش به نقوش طبيعي گياهان در برخي از نسخه هاي خطي اوايل دوره تيموري مشهود است. از همين زمان تشعيرهاي زيبايي با رنگ آميزيهاي فوق العاده مشاهده مي شود. در دوره صفويه طرحهاي تشعير طلايي بود و در نمونه هاي غني و گرانبها بادو رنگ طلايي و نقره اي رنگ آميز مي شد. اين تشعيرها در صفحه هاي مقابل طراحي مي شد. در تشعيرهاي اوايل نهم نقش حيواناتي مانند اژدها، قفنوس يا مرغ آتش، حواصيل، پليكان ، شير، ميمون، مار و پرندگان به سبك چيني به چشم مي خورد.
از تذهيب و تشعير معولا"براي تزئين حاشيه كتابها، مرقعات و تابلوهاي نگارگري استفاده مي شود.

ابزار ومواد اوليه :

ابزار مورد استفاده در نگارگري عبارتند از: قلم مو، بوم، رنگ و لوازم جانبي

قلم مو :

قلم موي مورد استفاده در نگارگري از نوع نرم و مناسب براي آبرنگ است. نگارگران ايراني براي قلم گيري و صورت سازي از قلم مويي كه از موي گربه ساخته شده، استفاده مي كنند، اين قلم موها خود بر دو نوعند : گندمي و شمشيري ( نيزه اي )
قلم موي گندمي براي پرداز و قلم موي شمشيري براي قلمگيري استفاده مي شود.
: به هر چيزي كه نقش، بر روي آن صورت گيرد " بوم " يا "كار " گويند. بوم مي تواند از جنس فيبر سفيد، چوب، كاغذ، مقوا، صدف و عاج باشد كه هر يك از اين مواد شرايط خاص خود را دارد و قبل از استفاده براي زمينه كار آن را آماده مي كنند.

رنگها:

رنگهاي مورد استفاده در نگارگري به سه گروه تقسيم مي شود

1-رنگهاي گياهي
پوست گردو، چاي و ...... كه بيشتر براي رنگ كردن بوم و كاغذ به كار مي رود.

2-رنگهاي معدني
طلا، نقره، لاجورد، سرنج و برخي ديگر از اكسيدهاي فلزي

3-رنگهاي شيميايي
رنگهاي روغني ، گواش، آب رنگ

رنگ گذاري:

در نگارگري با دو گونه رنگ گذاري سرو كار داريم كه با استفاده از رنگهاي جسمي و رنگهاي روحي انجام مي شود.

رنگهاي جسمي:
رنگهايي هستند با رنگ دانه هاي درشت و قدرت پوشانندگي زياد مثل گواش و رنگهاي پودري و انواع اكسيدها كه براي زير رنگ به كار مي روند.

رنگهاي روحي :
رنگهايي هستند با رنگ دانه هاي ريز و شفاف مثل آبرنگ كه براي تزيينات قلمگيري و صورت سازي به كار مي روند.

رنگهاي روغني بيشتر در دوره قاجاريه مورد استفاده بوده. اين نوع رنگها با روغن بزرگ حل مي شود ولي گواش و آبرنگ با آب قابل حل است.

بست :

از بست به عنوان چسب مورد استفاده در رنگ بهره گيري مي شود، بستهاي مورد استفاده در نقاشي بيشتر از انواع صمغ درختها مانند صمغ عربي و كتير است. بعضي از بستها حالت كريستالي و شكننده دارند، مانند" آب نبات" كه به هنگام استفاده بايد به نسبت مشخص شيره انگور يا خرما به آن اضافه شود. از بستهاي حيواني نيز ( سر يشم طبيعي ) كه از جوشانيدن استخوان و پوست و روده و شاخ تهيه مي شود و مايع رقيق آن در بوم كردن بعضي از زمينه ها به كار مي رود.
ابزارهاي ديگري مانند سنگ عتيق، پرگار، قلم راپيد، قلم فلزي، فوتك ، ترلينگ، گونيا و قلم مو با اندازه هاي مختلف در كارگاههاي نگارگري استفاده مي شود.

مراحل كار

روش كار در نگارگري به اين ترتيب است كه ابتدا بوم و طرح موردنظر را آماده ساخته، طرح را روي بوم انتقال داده، و كار قلم گيري را شروع مي كنند. پس از آن در صورت استفاده از رنگ طلا به طلا اندازي مي پردازند. سپس به زدن رنگ زمينه مي پردازند. رنگ زمينه را بنابر عمق فضا، از دور ترين شكلها در فضا شروع كرده، تا به نزديك ترين شكلها ختم مي كنند. در مرحله بعد، ساخت و ساز طرح را انجام داده ، سپس رنگ صورتها را مي زنندو به صورت سازي مي پردازند. اين مراحل با كار « جدول كشي» يا « كادربندي » پايان مي يابد.
روش كار در تذهيب كاري چنين است كه ابتدا بوم را كادر بندي كرده، طرحي را كه ممكن است بر اساس يك واگيره باشد، روي آن كپي مي كنند. پس از قلم گيري يكنواخت، گلها و برگها را رنگ مي زنند و به ساخت و ساز ( پرداز) عناصر آن مي پردازند. در پايان زمينه را رنگ مي زنند ، يعني كار بوم سازي را انجام مي دهند.
روش كار در تشعير سازي به اين ترتيب است كه ابتدا بر اساس طرح مورد نظر خطوط اصلي را با يك رنگ طلا قلم گيري و سپس از رنگ ديگر براي رنگ آميزي نقوش استفاده مي كنند.


مکتب منیاتوری هرات

تيمور كه جانشين ايلخانان مغول گرديد شهر تبريز را در سال 788 هجري و شهر بفداد را در سال 804 هجري فتح نمود. مانند فتح مغول فتح تيمور با خرابي و ويراني بسيار همراه بود. ليكن از منابع ادبي چنين مستفاد مي

گردد كه در زمان تيمور هنرمندان و صنعتگران شهرهاي تسخير شده به سمرقند برده شدند و معماري و هنر در آن جا تشويق و ترغيب شد، در اين شهر و مخصوصا در زمان جانشينان تيمور مينياتورسازي در هرات به منتهي درجه ترقي خود رسيد، ولي هيچ گونه كتاب خطي وجود ندارد كه بتوان به مكتب سمرقند اين دوره نسبت داد.

از زمان تيمور چندين نسخه كتاب با تصاوير خيلي عالي باقي مانده كه در ساير مراكز از قبيل شيراز و بغداد

نوشته شده است، از جمله سه نسخه شاهنامه متعلق به مكتب شيراز كه در موزه بريتانيا، كتابخانه و سلطنتي مصر در قاهره و كتابخانه موزه توپكايي در استانبول نگهداري مي شود، از آن جايي كه مينياتورهاي اين نسخه واجد بسياري از خصايص اسلوب تيموري است كه بعدا در هرات نمو كرد

خصايص اين قسمت مينياتور عبارتست از كوه هايي كه در فواصل معين با سبزه پوشيده، افق بلند در رنگ هاي جديد به الوان گوناگون مي باشد اين اسلوب جديد در يك نسخه خطي ديگر يعني ديوان شعر خواجوي كرماني آشكار است، اين ديوان كه در دوره تيموري در بغداد نوشته شده فعلا در موزه، بريتانيا محفوظ است، و در آن شرح داستان عشق هاي، شاهزاده خراسانی و همايون دختر امپراطور چين است كه در سال 799 هجري نوشته شده، اين كتاب به خط ميرعلي تبريزي است كه مخترع خط نستعليق به شمار مي رود. يكي از مينياتورهاي اين كتاب داراي امضاي نقاش خراسانی به نام جنيد السلطاني است.

مينياتورهاي اين كتاب داراي امضاي نقاش خراسانی به نام جنيد السلطاني است. شاهرخ جانشين تيمور، هرات را مقر حكومت خود قرار داد. خود او شاعر و هنرمند بود و عده زيادي از هنرمندان را براي استنساخ و مصور ساختن كتب جهت كتابخانه خود استخدام كرد كه در بين آنها خليل نقاش را مي توان نام برد. پس از او پسرش بايسنقر ميرزا بيش از پدر مشوق و حامي علم هنر و ادب گرديد. او كتابخانه بزرگي در هرات تاسيس نمود كه در راس آنها جعفر بايسنقري بود و به دست آنان عصر طلايي مينياتورسازي هرات ظاهر گرديد

. علاقه هنرمندان هراتی به زيبايي اسرار آميز طبيعت، باغچه هاي مجلل پر از گل و گياه و شكوفه نظر فريب سحر آميز، با اشتياق كامل در اين تصاوير منعكس گشته است.

اين كتاب به كتابخانه الغ بيك پسر شاهرخ و حاكم ماوراء النهر نسبت داده مي شود و اين همان شخص است كه رصدخانه سمرقند را تاسيس كرد در موزه متروپوليتن نيويورك نسخه ديگري درباره علم نجوم وجود دارد كه داراي پنجاه تصوير از ستاره ها و صور فلكي است و چون سبك نقاشي و جزييات البسه حاكي از دوره تيموري است احتمال دارد كه اين نسخه در زمان الغ بيك در سمرقند نوشته شده باشد.

شاهرخ در زمان 850 هجري وفات يافت و پسرش بايسنقر ميرزا كه حامي و مشوق هنر و ادب بود قبل از پدر زندگاني را بدرود گفته بود. پس از مرگ شاهرخ مملكت دچار اغتشاش بزرگي شده بود و مدعيان تاج و تخت سلطنت زياد گشتند. سرانجام در زمان سلطان حسين بايقرا نقاش نامي هـــرات كمال الدين بهزاد درخشيد بهترين نمونه آثار بهزاد تصاوير موجود در دو نسخه خطي است، يكي خسمه نظامي در موزه بريتانياست، كتاب ديگر نسخه اي از بوستان است كه در كتابخانه قاهره نگهداري مي شود و شامل چهار مينياتور با امضاي بهزاد است. اين نقاشي ها آشكار مي سازد كه هنرمند در مشاهده طبيعت دقيق بوده است، در رنگ آميزي مهارت و استادي خاصي از خود نشان داده و با تركيب رنگ ها و بكار بردن اسلوب جديد رنگ هاي مخصوص و تازه ابتكار كرده است. تصاوير كتاب خمسه، نظامي رنگ آميزي سرد دارد و آبي و خاكستري و سبز بيشتر به كار رفته است.

مينياتورهاي بوستان، هنر بهزاد را در اوج كمال نشان مي دهد، اين تصاوير از لحاظ تركيب و حقيقت بيني از شاهكارهاي هنر نقاشي محسوب مي شود و تصاوير اشخاص حركت و شخصيت خاص افراد را ظاهر مي سازد. از خصايص ديگر كار بهزاد ظرافت كار و حركات زنده و تمايز صورت اشخاص و صرف نظر كردن از جزييات است كه در نقاشي هاي اواخر عمر او ديده مي شود و تنوع در رنگ چهره و تركيب و رنگ آميزي عجيب از قبيل صورتي و انواع مختلف قرمز و زرد و سبز و آبي كه روي زمينه، سبز علفي كشيده شده است. در نقاشي بهزاد در شمار رنگ هاي گوناگون و توافق آنها با يكديگر، طلا و نقره نيز به كار رفته است. در آثار بهزاد ظرافت و كشيدن درخت ها و گل ها و دور نماها و نيز در نمايش اشعه و خورشيد و ابر مهارت و استادي مشاهده مي شود. در صحنه هاي جنگ و شكار، سواران با دقت حيرت انگيزي طرح شده اند و پراكندگي آنها در تركيب دورنما بسيار جالب و زيباست.


بعد از هزيمت تيموريان به وسيله شيبانيان در سال 913 هجري بهزاد در هرات ماند و براي سلطان ازبك، كار مي كرد وقتي شاه اسماعيل صفوي در حدود سال 916 هجري شهر هرات را تسخير كرد و بهزاد را به تبريز برد و سرور هنرمندان خويش ساخت، بهزاد در اين شهر به تاسيس مكتب نقاشي جديدي اقدام كرد كه بعد در نقاشي خــراسانی موثر واقع شد.

مكتب بهزاد در بخارا و شهر هرات كه بزرگ ترين مركز فرهنگي و هنري بود در سال 913 هجري به دست شيبك خان افتاد و در بخارا مركز حكومت او مكتبي به وجود آمد و رونق گرفت كه مي توان آن را دنباله مكتب فني بهزاد شمرد. اين مكتب را محمود مذهب كه تذهيب كننده و بزرگ ترين نقاش اين مكتب است، پروراند. او در دربار سلطان حسين بايقرا مشغول بود و از آثار بهزاد پيروي مي كرد.

مشهورترين آثار وي نسخه خطي تحفه الاحرار جامي شاعر نامي هــرات است كه در كتابخانه ملي پاريس موجود است. در اين مكان دو صفحه از نسخه خطي نظامي وجود دارد كه بهترين نمونه آثار وي به شمار مي آيد و براي شيبانيان (عبدالعزيز) نوشته شده است. اين تصوير، پير زني را نشان مي دهد كه در حضور سلطان سنجر به دادخواهي آمده و داراي امضاي محمود مذهب است. زمينه طلايي است و رنگ ها درخشان تر از كارهاي هرات اند. مينياتوري كه انوشيروان را با وزير خود در همين كتاب خطي نشان مي دهد در سبك و در تيپ و اسب ها با مينياتورهاي دو صفحه داراي رابطه نزديكي مي باشد. امضاي آن «عمل محمود مذهب» است.

كار بعدي اين استاد كه بسيار جالب است در آلبوم سلطان مراد سوم در كتابخانه ملي وين مشاهده مي شود. اين تصوير چادر بزرگ هرمي شكلي را نشان مي دهد و در جاي مخفي امضا محمود مذهب وجود دارد. دو نگهبان كه يكي سياهپوست است جلب نظر مي كنند. در كنار چادر بزرگ درختان پر شكوفه قرار دارند. عبدالله خراساني كه هم به عنوان مذهب و هم مصور (نقاش) شناخته شده متعلق به همان مكتب است و حداقل بايستي شاگرد غير مستقيم بهزاد باشد كه از هرات به بخارا رفته است. فقط چند نقاشي به وسيله او امضا و شناخته شده است. او تصاويري براي كتاب و همين طور تصاوير مستقل ديگري كشيده كه شامل موارد زير است:
_ جواني كه در زير درخت پر شكوفه، عود مينوازد و در موزه لايپزيك آلمان مي باشد.
_ ملاقات يك زوج در دامنه يك كوهستان از ويژگي هاي مكتب بخارا آن است كه پوشاك سر اشخاص عبارت است از كلاه ترك دار بلندي كه قسمت پايين آن را عمامه پوشانده است. خصوصيات ديگر اين مكتب نقاشي و زينت دادن حواشي نسخه هاي خطي به انواع نقش و نگاره هاي دو رنگ طلايي و نقره اي بر روي يك زمينه رنگ آميزي شده است


 

|+| نوشته شده توسط حامد رضاخاني در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387  |
 
به دلیل اینکه رشته اصلی من نقاشی است ترجیح میدهم بحث خود را با ان شروع نمایم.   در این بخش بهتر است که ابتدا امروز عناوین مطالب را بیان نمایم.فهرست مطالب به قرار زیر است:۱.مفاهیم کلی در نقاشی ۲.معرفی نقاشان بزرگ جهان و ایران ۳.بررسی اثار بزرگان جهان ۴.معرفی منابع معتبر جهت یادگیری اسان اصول نقاشی ۵.بیان کلی هارمونی رنگ.                                                           باید توجه داشت که در این مجال نمی گنجد که تمام جزییات نقشی را بیان کرد بنابراین ذکر منابع کمکی است جهت اشباع این خلاء               
|+| نوشته شده توسط حامد رضاخاني در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387  |
 
               بنام خالق زيبايي ها                                             هدف از ايجاد وبلاگ :هدف شناساندن هنر وايجاد يك وبلاگ متفاوت در مورد هنر هاي مختلف اعم از نقاشي وموسيقي وسينما و... ميباشد . وبلاگ هاي ديگر معمولا در مورد يك شاخه خاص از هنر فعاليت مينمايند ولي همانگونه كه عنوان شد موضوعات مختلفي به بحث گذارده خواهد شد . اميد است بتوانم گامي هر چند كوچك در راستاي حفظ وارتقاي هنر بردارم.      خواهشمند است با نظرات خود در پر بار كردن مطالب اين وبلاگ مرا ياري فرماييد.                                                         ارادتمند شما حامد رضاخاني.               ۱۷/۱۲/۸۶

|+| نوشته شده توسط حامد رضاخاني در جمعه هفدهم اسفند 1386  |
 
 
بالا